با اجازه، دلم امشب شده مهمان شما
بنشیند نَفَسی گوشه ی ایوان شما؟
برف می بارد و سرما چه شبیخون زده است
دلِ من گشته پناهنده به دامان شما
یک جماعت همگی مست و غزلخوان کَسی
من و دل هر دو ولی مست و غزلخوانِ شما
نرم و آهسته گذر داشتم از کُنجِ سَرای
سُست شد پایِ دل از غمزه ی چشمان شما
سلسله ناوَکِ افسونگرِ زیبای بلند
عالَمی غرقه شد از جنبش مژگانِ شما
یوسف از چاه بیابان که به شوکت برسد
پس به رضوان رِسَد از چاهِ زَنَخدان شما
رفته از دست من افسارِ دلِ بی سر و پا
دارد اینک دل من، گوش به فرمان شما
آسمانِ دلِ من رو به سیاهی زده بود
تا که سَر زد به جهان، چهره ی تابانِ شما
"نرگس چهارپاشلو"
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبریپور