دلم امشب شده مهمان شده
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 11:20
با اجازه، دلم امشب شده مهمان شمابنشیند نَفَسی گوشه ی ایوان شما؟برف می بارد و سرما چه شبیخون زده استدلِ من گشته پناهنده به دامان شمایک جماعت همگی مست و غزلخوان کَسیمن و دل هر دو ولی مست و غزلخوانِ شمانرم و آهسته گذر داشتم از کُنجِ سَرایسُست شد پایِ دل از غمزه ی چشمان شماسلسله ناوَکِ افسونگرِ زیبای بل...
خاطره
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 11:20
خاطره خاطره؛خاطره باز مگر قصد شبیخون داری؟قصد بر هم زدن خلوت شبهای مرا؟در گذر هستی از این ذهنِ پُر از هیچ؛از این کنج خَراباتِ خیالدست پُر آمده ای؛تا به آتش بکشی پیکرِ احساس مراگردن آویزی از اندوه به گردن دارییک بغل حسرت و ای کاش به دامن داریبی خبر آمده ای؛تا که غارتگرِ آرامشِ جانم باشیتا خودِ صبح کن...
چگونه ام؟
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 11:20
دل زده از کلیشه های کهنه، فغان های مکررِ بی تاثیر، مفاهیمِ تهی از تازگی؛ملول از سیر عبثِ این جولانگاهِ ممتدِ دَوَرانی، از این رفتن و به همان نقطه ی آغازین، باز پس رسیدن؛معذب از کلافِ بهم پیچیده ی محبوس در این ذهنِ مشوشِ تاریک؛بیزار از این حسِ مبتلا به رکود؛در تمنای پشت سر گذاشتن این همه قولِ هجو آمی...
دستانش
-
تاریخ: 1401/10/21 ساعت: 12:12
دستانش آراسته به هنر بازیگری بودند؛ بر صحنه ی موهای فِر من در نقش شانه با سناریوی خواباندنم... ◾نرگس چهارپاشلو
پنجره ی آبی
-
تاریخ: 1401/10/21 ساعت: 12:12
همه چیز از آنجایی شروع شد که جانِ پنجره ی آبی رنگ را گرفتند.آن یاخته های عصیانگرِ موذی به یکباره خودشان را نشان دادند ودرست وقتی که هیچ کداممان حتی فکرش را هم نمی کردیم "عشرتِ" ما رابه سَرسَرای غربت کشاندند و کاشانه را به نکبت!اسماعیلمان هر روز بیشتر از دیروز قربانیِ فراموشی میشد وخاطراتِ تارعنکبوتِ...
کوچ لک لک ها
-
تاریخ: 1401/10/21 ساعت: 12:12
شمیم عطر تو پیچیده دور میخک هاو من به بوی تو پیچیده ام به پیچک هاهوا هوای نفس های سرد دور از توستنشسته ام به تماشای کوچِ لک لک ها"نرگس چهارپاشلو"Adblock test (Why?)